حاج ملا هادي السبزواري
30
شرح المنظومة
صحت آن نمىشد به طورى متيقّن بود كه ممكن بود مردم در وجود روز شك كنند وحال آنكه در مسائل آنان شكّ نمىآوردند . وبرخى از مسائل آنان چنان دقيق است كه چشم عقل أهل عصر را نابينا كرده است ، وناچار ما هم موافقت كرديم وآشكارا با آن مخالفت نكرديم در حالي كه مبتلا شده بوديم به دوستانى كه عارى از فهم بودند وچنان مىپنداشتند كه أفكار آنها مانند ستون محكم بود وتعمّق در نظر آنان را بدعت ومخالفت با مشهور را ضلالت مىدانستند . ومثال آنان مثل حنبليان است در مورد كتب أحاديث . اگر مىيافتيم بين آنان كسى را كه هدايت شده باشد ، ثابت مىكرديم براي أو آنچه را كه تحقيق كردهايم . امّا چون در فهم اين سخنان كسى برنيامد سودى را كه در اظهار نفرت از آن فرياد مىزدند تعويض كرديم ومسائل ديگرى را مطرح ساختيم . از جمله آنچه از اعلان آن بخل ورزيديم واز آن گذشتيم حقّى است كه از آن غفلت شده ودر عين حال همه به آن اشاره مىكنند لكن آن را تلقّى نمىكنند مگر از روى تعصّب وجهل . وبه اين جهت در أغلب موارد كه مطّلع بوديم نظر مساعد نشان داديم واشتباه آن را آشكار نكرديم ، مساعدت كرديم ومنكر نشديم وردّ نكرديم . واگر در ابتداى امر كه حقيقت براي ما منكشف شده بود ديگر مراجعه به نظر خود را ترك مىكرديم وآن را به صورت قطع ويقين مىپذيرفتيم ، هر آينه رأى صحيح درست معلوم نمىشد در حالي كه آنچه ما انتقاد كرديم ودر آن شكّ حاصل شد آن را با ترديد اظهار كرديم ، در صورتي كه شما أصحاب من مىدانيد ، أحوال من را در ابتداى امر ودر آخر امر ودر مدّتى كه بين حكم اوّل ودوم ما به طول انجاميد . وهنگامى كه خود را بدين سان مىدانيم پس بايد اعتماد كنيم به بيشتر آنچه ما در بارهء آن قضاوت وحكم وادراك كرديم . به ويژه در أموري كه غرضهاى عمده وغايات قصوى در كار است در حدود دويست مرتبه در آنها تحقيق كرديم . وچون قضيّه وحال از اين قرار است أجابت كرديم كه كتابي گرد آوريم كه حاوي امّهات علم حقيقي باشد ، آن علم حقيقي را كه فقط كسى